نشست تخصصی «روش شناسی حل مسأله در منظومه روش شناسی تفسیر پیشرفت نگر» با حضور دکتر سعید بهمنی

نشست تخصصی «روش شناسی حل مسأله در منظومه روش شناسی تفسیر پیشرفت نگر» از سلسله پیش نشست های اولین کنفرانس قرآن پژوهی پیشرفت و روش شناسی تفسیری در تاریخ 9 اسفند 95 در محل مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) برگزار شد. در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین سعید بهمنی، قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به ارایه بخشی از تلاش‌های علمی خود در تکمیل نظرات شهیدصدر پرداخت و با اشاره به کار بزرگی که شهید صدر در روش استنطاق از قرآن در دهه‌های گذشته داشته است گفت: کسی که تفسیر ترتیبی می‌نویسد عمدتا مسئله بیرونی ندارد لذا در طول تاریخ تفسیر شاهد هیچ نوع نمونه‌ای برای تفسیر مسئله‌محور نیستیم.

این محقق و قرآن‌پژوه بیان کرد: اگرچه بزرگانی چون علامه طباطبائی در ضمن تفسیر ترتیبی‌شان به مسائل پرداخته‌اند ولی این مهم تنها در ضمن کارشان مورد توجه واقع شده است و نقطه کانونی کار تفسیری ایشان نبوده است و یا مثلاً آیت‌الله جوادی آملی در برخی مقالات خویش در ذیل موضوعاتی حتی گاه نظریه‌پردازی کرده‌اند هر چند که آن نظریه‌ها نیز نیاز به پختگی بیشتری دارند)؛ اما قصد اولیه پرداختن به حل مسئله‌ای نبوده است و فقط در قالب یک عالم اجتماعی متعرض مسائل شده‌اند. 

وی تاکید کرد: من تا به حال کسی را چون سبک شهید صدر مسئله‌محور نیافتم، البته کسانی بوده‌اند که به موضوعاتی پرداخته‌اند که مسئله‌محور بوده است و نمونه‌هایی از قرآن را استخراج کرده‌اند اما به سبک این عالم شهید به خصوص با استنطاق از قرآن فردی را سراغ ندارم.

بهمنی با اشاره به ویژگی عمده این نوع تفسیر بیان کرد: قلب روش پیشنهادی، استنطاق است و در استنطاق نیز، استقراء تام لازم است بدینسان با دریافت گزاره‌های محدود از قرآن نمی‌توان نظریه ساخت و مدعی مسئله حل شد و با این تصور که فلان آیه آن گزاره را تأیید می‌کند، نتیجه نهایی را اعلام کرد چراکه ممکن است آیه دیگری این دلالت را محدود کند. 

بهمنی عنوان کرد: مدل پیشنهادی شهید صدر جز با استقراء تام بدست نمی‌آید، بدین ترتیب باید همه مدلولات به میان آورده شوند تا همه نظر قابل کشف باشد تا بتواند به نظریه‌پردازی مد نظر ایشان بلکه مراحل تکمیلی آن به دست آید.

وی تاکید کرد: اگر برای کار تفسیر ترتیبی ۳۰ سال زمان لازم باشد طبق برآورد ما برای کشف یک نظریه به ۱۰ سال زمان نیاز است تا به صورت دقیق بتوان اطلاعات را از قرآن استخراج کرد سپس آن‌ها را ترکیب معتبر بخشید و در نهایت به نظریه دست یافت در این صورت، چنانچه نظریه حاصل جنبه علمی داشته باشد می‌تواند ده‌ها سال حوزه‌ای از اندیشه را راهبری کند.

وی ادامه داد: تخصصی‌شدن در مرحلۀ استنطاق و پیاده‌سازی اتفاق می‌افتد؛ در مرحله استنطاق، بخش مدل‌سازی استخراج داده‌ها، نیاز به تخصص داشته و چنانچه جوانب مسئله به صورت تخصصی دانسته نشود مدل‌سازی تحقق نمی‌یابد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تصریح کرد: دلیل آن که شهید صدر تاکید دارد که باید نسبت به پیشینه دستاوردهای بشری آشنا باشد آن است که، خداوند به انسان ظرفیت و توانایی والایی در شناخت مسائل بخشیده است بدین قرار، سطح و گستره دانش محقق از داده‌های گردآوری شده تغذیه می‌کند و مطالبات وی را از قرآن افزایش می‌دهد لذا در مدل استخراج و مدل تحلیل و پیاده‌سازی الزاماً حاجتمند تخصص هستیم. 

وی اظهار کرد: به عنوان مثال؛ مدل‌سازی در حوزه پزشکی وامدار شناخت مقتضیات دانش پزشکی است، همانطور که در بخش مطالعات پیشینه‌شناسی نیز به سطحی از دانش تخصصی نیاز است. باید توجه داشت که از حیث تاریخی چه اتفاقی افتاده است با اینکه اذعان داریم پژوهش مسئله‌محور قرآنی و دینی قادر است ثمرات عظیمی به همراه داشته باشد اما، این مهم اتفاق نیفتاده است.

وی در مورد چرایی عدم تحقق این موضوع عنوان کرد: یکی آن که زمانی که باید به صورت جهانی اندیشیده می‌شد و خود را مسئول پاسخگویی به مسائل جهانشمول می‌دانستیم به دلیل تاثیرپذیری از پدید‌ه‌های گوناگون و البته بیشتر فضای سیاسی، مسئول ندانستیم.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تاکید کرد: هنگامی که مشغول درونیات خویش باشیم بدیهی است که دیگر فرصتی برای رسیدگی و حل مسائل جهانی باقی نمی‌ماند در حالی که از ابتدای تاریخ، مسلمانان و پیروان قرآن خویش را مسئول اداره جهان و تفکر درباره کل جهان ندیده و ندانستند در حالی که چنانچه این اتفاق می‌افتاد، نخبگان ما نیز در این سطح می‌اندیشیدند.   

حجت‌الاسلام والمسلمین آکوچکیان، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه(رشد) در این نشست ضمن تقدیر از فعالیت‌های علمی حجت‌الاسلام بهمنی در این زمینه به برخی نقائص این روش نیز اشاره کرد و گفت: در هر دو فرآیند پژوهش و نیز درونی معرفت‌ساز و کار تناسب گزاره‌های حقیقی و اعتباری در نظام‌سازی کلان الگوی اندیشه و اقدام قرآنی حاجت‌مند تفصیلی به نوبه خویش است که در اقدام پیشنهادی محقق مسکوت است.

وی تصریح کرد: پژوهش میان رشته‌ای قرآن کریم دارای اوصاف خودویژ‌ه‌ای است، که از آن جمله جهت‌داری مسئله و نظام مسائل پژوهش میان رشته‌ای بر برآیند منظومه انتظارات از دین در خواهانی رشد و فلاح و سعادت (پیشرفت) و بدینسان رویکرد فرارشته‌ای به پیشرفت‌پژوهی قرآنی و سامان ساز و کاری فرآیند پیشرفت جایگیر هرگونه فرآیند شناختی و پژوهشی در منظومه ادراکی دین‌شناخت پیشرفت یا تفقه در دین و فرآیند اجتهاد مستمر حِکمی است.

وی با قدردانی از حجت‌الاسلام و المسلمین بهمنی به عنوان ارایه‌دهنده بحث از پرداختن به آراء شهید صدر و تبیین تفصیلی روش پژوهش استنطاقی ایشان عنوان کرد: این محقق مدل مفهومی نظريه‌پردازی قرآن‌بنيان برگرفته از نظریات شهيد صدر را در ضمن ۹ فرايند و ۳۲ مؤلفه به مدلی با ۱۱ فرايند و ۴۲ مؤلفه، توسعه بخشیده‌اند.

آکوچکیان بیان کرد: ایشان فرآیند را از مسئله‌شناسی تا تدوین ۹ مرحله‌ای یعنی؛ مسئله‌شناسی، پیشینه‌شناسی، هدف‌گذاری، طرح سؤال، فرضیه‌سازی، استنطاق، مقایسه، نظریه‌پردازی و  تدوین علامه شهید صدر را با افزودن دو مبحث نظریه‌پردازی تکمیلی و پیاده‌سازی پس از مرحله نظریه‌پردازی به همراه اصول روش راهبری آن پیشنهاد کرده است که ساز و کار پیشنهادی از جمله کاربردی‌ترین روش پژوهش‌های تفسیری و قرآن شناخت موجود در میان آراء در روش پژوهش تفسیری است. 

این محقق و نویسنده آثار متعدد قرآنی تصریح کرد: با این چشم‌انداز، وجه ناشناخته دیگری از آراء علامه شهید صدر آشکار می‌شود که چگونه می‌توان در حوزه فلسفه عمل از سطح پارادایم به مدل عملیاتی و پایش مستمر آن به نظریه قرآن شناخت مدیریت تغییر و تحول روی آورد و اینگونه است که جایگاه آثاری چون فلسفتنا و مبانی منطقی استقراء و اقتصادنا و حلقات اصول آن راهبر بزرگ اندیشه‌ای روشن‌تر می‌شود.

 رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه(رشد) اظهار کرد: ساز و کار جریان اندیشه حکمی قرآنی، ساز و کار از مدیریت اندیشه تا مدیریت اقدام قرآن‌بنیان است که ما را به ناگزیر رهسپار تحلیل ساز و کار نظام ولایت حکمت و تفقه در دین قرآنی یا مدیریت قرآن‌شناخت پیشرفت می‌سازد. این ساز و کار دارای یک ساختار حداقل شش ساز و کاری جزئی‌تر است که چشم‌انداز کاربردی‌تر این روش را پیش‌رو می‌آورد.

وی در عین حال به برخی نقائص در نظریات حجت‌الاسلام بهمنی اشاره و بیان کرد: در هر دو فرآیند پژوهش و نیز درونی معرفت‌ساز و کار تناسب گزاره‌های حقیقی و اعتباری در نظام‌سازی کلان الگوی اندیشه و اقدام قرآنی حاجت‌مند تفصیلی به نوبه خویش است که در اقدام پیشنهادی محقق مسکوت است.

آکوچکیان با بیان اینکه الگوی عام کاربردی پژوهش مسئله‌محور قرآن‌شناخت چنانچه در ذیل سه اصل پارادایمی پیشین توجه شود، فناوری مشترک یک منظومه پیوسته روش‌شناختی دیده می‌شود که نمی‌توان نسبت به آن روشن‌بین نبود چرا که جهت‌گیری کارکرد این فناوری را رقم می‌زند، تصریح کرد: پژوهش میان رشته‌ای قرآن کریم دارای اوصاف خودویژ‌ه‌ای است، که از آن جمله جهت‌داری مسئله و نظام مسائل پژوهش میان رشته‌ای بر برآیند منظومۀ انتظارات از دین در خواهانی رشد و فلاح و سعادت (پیشرفت) و بدین‌سان رویکرد فرارشته‌ای به پیشرفت‌پژوهی قرآنی و سامان ساز و کاری فرآیند پیشرفت جایگیر هرگونه فرآیند شناختی و پژوهشی در منظومۀ ادراکی دین‌شناخت پیشرفت یا تفقه در دین و فرآیند اجتهاد مستمر حِکمی است.

وی تاکید کرد: روش‌شناسی جامع تفسیر پیشرفت‌شناخت، روش‌شناسی مرجع منظومه‌های معرفتی و معارفی درون دینی است و متون منطق تفسیری و روش تفسیر از رویکردها، روش‌ها، گرایش‌ها و سبک‌های تفسیری می‌گویند و آثار متعدد در این عرصه‌ها به گونه‌ای متشتت از این واژگان استفاده کرده‌اند.

آکوچکیان بیان کرد: پیشرفت‌پژوهی قرآنی و قرآن‌پژوهی پیشرفت دارای تنوعی از مبانی فلسفۀ دینی است و اولین معیار تکثر این مشرب‌ها بر مدار این بنیان فلسفه دینی است؛ بر این مبنا برخی تفاسیر تصوفی (فردنگر) و یا برخی تفاسیر اجتماعی هستند که دارای تنوعی از مبانی معرفت‌شناختی است و بر مبنای این معیار انواع تفاسیر کلامی، فقهی، عرفانی، علمی یا فلسفی اتفاق افتاده‌اند.

وی با اشاره به مبانی روش‌شناختی‌های متفاوت تصریح کرد: بر مبنای این معیار انواع روش‌شناسی‌های تفسیری چونان روش‌شناسی استنباطی، روش ‌شناسی سیستمی و یا روش‌شناسی تجزیه و تحلیلِ معانی برمی‌آید؛ روش‌شناسی‌های یاد شده به طبع معرفت‌شناسی برگزیده شکل می‌گیرد؛ این منظومۀ چند لایه‌ای، به نوبه خود می‌تواند در ذیل یک رویکرد جامع مسئله‌محور راهبری شود؛ رویکردی برآمده از متن اسناد بالادستی دین‌پژوهی که در سه سطح الگوی ترتیبی، الگوی تنزیلی و الگوی راهبرندۀ موضوعی قابل تعریف است.

وی ادامه داد: با لحاظ این مسایل، پژوهش تفسیری قرآن کریم چند سطح معنایی روش‌شناسی دارد؛ یک سطح تحلیلی آن روش‌شناسی به حیث ذات پژوهش مسئله‌محور با تاکید بر مسئله‌پژوهی پیشرفت و سطح دیگر تحلیل آن از حیث اصول روش‌شناسی تفسیر یک متن (متن مقدس یا هر متن دیگر) از حیث اصول روش‌شناسی تفسیر پیشرفت‌شناخت متن قرآن کریم است.

دبیر علمی اولین کنفرانس قرآن‌پژوهی پیشرفت عنوان کرد: با این ملاحظه، فرآیند فرآوری روش‌شناسی پیشرفت‌پژوهی قرآن و قرآن‌پژوهی پیشرفت، در گام‌‌هایی شکل می‌گیرد که از جمله می‌توان به شکل‌گیری ذهنیت فراروش اشاره کرد.

وی اظهار کرد: در این گام اصل چیستی روش‌شناسی، کارکرد عام آن و جایگاه و ضرورت آن و ساختار کلان مباحث است و در دومین گام با در اختیار داشتن ذهنیت مبنای فراروش یا روش‌شناسی کلان، یک تکاپوی رفت و برگشتی مستمر با رویکردها و گرایش‌های تفسیری و الگو‌های روش‌شناختی پشتیبان آن در چشم‌انداز روش‌شناسی تفسیری پیشرفت‌نگر ضرورت می‌یابد که به تناسب تطور و بهینه‌شدگی روش‌شناسی مبنا این داد و ستد نظری و کاربردی می‌تواند افزون بر مدد رسانی به حیث ایجابی روش شناسی برگزیده، حیث سلبی آن را تقویت کند.

برگزاری نشست علمی «روش تفسیر تمدنی و جایگاه آن در مطالعات قرآنی» با حضور حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی سبحانی نیا

نشست علمی «روش تفسیر تمدنی و جایگاه آن در مطالعات قرآنی» از منظومه «دوره تخصصی الگوی تنزیلی قرآن کریم» در تاریخ 23 اسفند در محل مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) و با حضور حجت‌الاسلام و المسلمین محمدتقی سبحانی‌نیا، استاد حوزه و دانشگاه برگزار شد. این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تفسیر تمدنی به عنوان نوع جدیدی از تفسیر گفت: تفسیری که در اینجا مدنظر است اعم از اصطلاح خاص میان دانشمندان علوم قرآنی است.

وی ادامه داد: تفسیر را پرده‌برداری از معانی قرآن می‌دانند که ما هم به این معنا می‌دانیم ولی لزوما معنای محدودی که از این واژه استفاده می شود نیست بلکه همه دستاوردهای معرفتی قابل استناد به قرآن در این تعریف وجود دارد.

سبحانی‌نیا  با بیان اینکه استناد به قرآن نیازمند روش‌شناسی است اظهار کرد: به صورت مطلق نمی‌توان گفت من متنی را به قرآن استناد می دهم بدون اینکه روش‌شناسی داشته باشیم لذا تفسیر، مجموعه عملیات روش‌شناختی منجر به یک دستاورد معرفتی قابل استناد به قرآن کریم و مجموعه قواعد روش‌شناختی است و حاصل تفسیر نیز فهمی از قرآن است که قابل استناد متدولوژیک به متن است.

سبحانی‌نیا بیان کرد: در این مفهوم تفسیر در  مقابل تاویل است؛ یعنی قرآن یک رویه ظاهری و یک رویه باطنی دارد که رویه ظاهری را همه افراد بشر فهم می‌کنند ولی سطحی از قرآن را داریم که در اختیار اولیاء الهی و برای «من خوطب به» و «راسخون فی العلم» است و این جنبه برای ما قابل فهم نیست.

این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه رفتن به سمت فهم باطنی کار استنطاقی و تاویلی و مخصوص معصوم(ع) است همان  طور که امام علی(ع) فرمود اگر می‌توانید قرآن را به سخن درآورید اگرچه قرآن با مخاطب خاص خود سخن می‌گوید البته ما این بحث را رها نخواهیم کرد که تاویل هیچ ارتباطی با تفسیر ندارد چون مهمترین نقش را فهم معصوم در تمدن دارد.
سه لایه معنایی در تفسیر

سبحانی‌نیا ادامه داد: ما در تفسیر با سه لایه معنایی و با سه وجهه گوناگون روبرو هستیم که باید از هم تفکیک کرد؛ این سه لایه طولی است و رفتن به یکی بدون دیگری ممکن نیست اما هر کدام از این لایه‌ها برای خود خصوصیت و روش‌شناسی برای فهم دارد و نتایج خاص خود را نیز خواهد داشت. سطح اول تفسیر استنباطی، دوم تفسیر استنتاجی و سطح سوم تفسیر استطباقی است. 

سبحانی‌نیا عنوان کرد: نوع اول تفسیری است که به دنبال برگرفتن معانی ظاهری قرآن است یعنی لایه‌ای از معنا که در مواجهه اول با متن دریافت می‌شود، استنتاجی لایه دوم معنای قرآن است یعنی وقتی میان نظام معنایی و واژگانی مقایسه می کنیم؛ در این مسئله، ما نگاه منظومه و دستگاه‌محور داریم و نسبت میان معارف و معانی را می‌سنجیم و سطح سوم نیز زمانی است که ما به مقاصد قرآن می پردازیم و دنبال برنامه‌های عینی و عملی قرآن می‌گردیم و دنبال الگوهای قرآنی هستیم که به نظر بنده این سطح بیشترین سهم را در تمدن دارد.

سبحانی‌نیا با بیان اینکه ما در کاربرد واژه تطبیق دچار خطا هستیم و مثلا فقه مقارن را با فقه تطبیقی اشتباه گرفته‌ایم عنوان کرد: تطبیق این است که در عرصه عینی زندگی دیده شود یعنی تفسیر استطباقی این است که برنامه و الگوی قرآن را در صحنه واقعیت‌های اجتماعی استخراج کنیم .

وی افزود: در تفسیر استنباطی، متن‌محوری، در استنتاجی مسئله‌محوری و  در تفسیر استطباقی واقعیت‌محوری وجود دارد؛ در تفسیر استنباطی دنبال دریافت معانی پایه ای هستیم که در  درون متن وجود دارد یعنی مجموعه دلالات متن را دنبال می‌کند و در اینجا مفسران از ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه حرف می‌زنند؛ مفسر پرسش‌هایی دارد که به قرآن عرضه می‌کند و می خواهد پاسخ آن را دریافت کند مثلا اینکه قرآن در مورد تورم و پول و تقسیم مسئولیت در خانواده، رابطه میان حقوق و تکالیف و ... چه برنامه‌ای دارد.

سبحانی‌نیا افزود: در مواجهه با قرآن، نظام مفاهیم اساسی و پایه را می‌یابیم ولی زمان و نیازها در حال دگرگونی است و پاسخ قرآن به این نیازها در  لایه بعدی قرار می‌گیرد که همان تفسیر استنتاجی است؛ اگر کسانی تصور می‌کنند می توانیم نظام اقتصادی و خانواده را از قرآن استخراج کنیم حتما نیازمند استنتاج و نوع متدولوژی ما است که شهید صدر نیز این منطق فهم را پیشنهاد کرده است  گامی جدید  در فهم قرآن است.

این استاد حوزه با بیان اینکه در تفسیر استنتاجی بیشتر دنبال معانی التزامی هستیم تصریح کرد: در تفسیر استطباقی دنبال نوع دلالت عملی هستیم یعنی متون در فرای معنای مستقیم خود ما را به نوعی از واقعیت عینی رهنمایی می‌کنند و مطلوب ما در بستر عینیت ایجاد می‌شود و این واقعیات منطق فهم متفاوتی از دیگر شقوق دارد و در اینجا دنبال معانی مجسم بیرونی هستیم.

سبحانی‌نیا اظهار کرد: در لایه استنباطی دنبال معانی هسته‌ای هستیم ولی در استنتاج، معانی ارتباطی دنبال می شود و در حوزه تفسیر استطباقی نیز دنبال معنای عینی هستیم؛ مثلا در قرآن واژه الله، کانونی است و در کنار الله ده‌ها واژه دیگر کلیدی مانند ایمان، کفر و ... وجود دارند که قرار است جهان‌بینی مخاطب را از طریق این متن تغییر دهد.

وی افزود: امروز در برخی تفاسیر مبنای ذوقی حاکم است و برخی برداشت عرفانی و کلامی و ... دارند در حالی که باید قاعده‌مند شود زیرا قرآن را نمی‌توان بر هر معنایی حمل کرد لذا دستگاه فهم متن، یله و رها نیست البته فراتر از معانی استنتاجی، متون، معنای واقعی نیز دارند که از روش تفسیر فهمیده نمی‌شود ؛ اگر بخواهیم به معنای مقاصدی قرآن نگاه کنیم قرآن مجموعه معارف و احساس نیست بلکه آمده تا رشد و تحول فردی و اجتماعی ایجاد کند. 

سبحانی‌نیا تصریح کرد: انسان امروز با انسان صدها سال قبل متفاوت است و یکی از دلایل تجدید نبوت‌ها تکمیل بشر در ابعاد مختلف است بنابراین ارتباط معنایی قرآن را باید با این واقعیات کشف کنیم؛ عده‌ای می‌گویند واقعیات بیرون کاری به قرآن ندارد که این را قبول نداریم و می گوییم حتما قرآن معنایی را برای واقعیات اجتماعی در هر دوره القاء کرده که نیازمند روشی خاص برای فهم آن است.

این استاد سطح خارج حوزه با اشاره به تفاوت  برون‌داد میان این سه لایه و ارتباط میان آن‌ها عنوان کرد: در تفسیر اول نظام مفاهیم به دست می‌آید، حاصل تفسیر استنباطی این است که نه تنها مفاهیم کلیدی را به ما بدهد بلکه ارتباط میان این معانی را هم باید به ما بدهد.

وی با تاکید بر فلسفه تفسیر برای فهم سیستمی متون اظهار کرد: در استنتاجی دنبال کشف نظام معارف هستیم نه نظام مفاهیم و معانی چون بسیاری از بدتفسیری‌هایی که در نظام خانواده و ... از قرآن داریم به علت این است که دستگاهی به معارف نگاه نکرده‌ایم لذا نتیجه تفسیر استنباطی به دست آوردن نظام معارف به صورت بخشی و کلان است و بازشناسی نظامات معارفی همیشه با پرسش‌های بیرونی مرتبط است.

سبحانی‌نیا با اشاره به تفسیر استطباقی گفت: در این مدل دنبال نظامات کاربردی و عملی هستیم و از قرآن می‌خواهیم معنای مورد نظر را در مورد زندگی ارایه دهد.

وی تاکید کرد: برخی محققان میان نظام‌شناسی و نظام‌سازی خلط می‌کنند در حالی که در نظام‌شناسی دنبال دستگاه معرفتی قرآن هستیم اما در نظام‌سازی دنبال ساختن الگوها و مدل‌هایی هستیم که تشخیص دهیم قرآن متناسب با نیازهای امروز کشور و منطقه، فلان مدل را ارایه کرده است.
مدل قرآن کریم برای ایران ۱۴۰۰

وی افزود: قرآن کریم برای زندگی ما در ایران ۱۴۰۰ حتما مدل و برنامه دارد ولی یقینا برای ساختن این مدل باید فرایندی طی شود و حوزه فهم قرآنی این مدل نیازمند روش‌شناسی تفسیر استطباقی است.

وی با اشاره به ارتباط میان این سه لایه ادامه داد: ارتباط میان این سه لایه طولی است و تا نوع اول به دست نیاید مدل‌های دیگر قابل تحقق نیست؛ لذا اگر قرار است تفسیر تمدنی از قرآن داشته باشیم و آن را بسترساز حیات واقعی انسان بدانیم این تفسیر در هر سه لایه وجود دارد ولی اگر مرحله اول را بفهمیم ولی به مرحله دوم و سوم ورود ندهیم و معنای مقصدی را به دست نیاوریم نتیجه نمی‌گیریم لذا تفسیر تمدنی بدون رسیدن به لایه سوم ناتمام است.

سبحانی‌نیا با اشاره به عوارض نگاه بخشی به قرآن و عدم وارد کردن مفاهیم به عرصه عینی ادامه داد: تفسیر عبده به عنوان تفسیر تمدنی و علم‌گرا در نهایت به نهضت‌های ارتجاعی ختم شد و داعش امروز نیز به بخشی از انگاره‌های همین نوع نگاه تفسیری متکی است بنابراین اگر بخواهیم در سطح لایه اول بمانیم و فرایند سه مرحله‌ای طی نشود دچار انحرافاتی مانند آنچه تفاسیر دیگر دیده است خواهیم شد البته مقصود من باز کردن باب تفسیر به رای نیست بلکه تفسیر حقیقی و جامع تمدنی مانع از چنین برداشت‌هایی است.

وی افزود: وقتی سخن از معنای تمدنی متن داریم دو آسیب رفع می‌شود یکی رد سخن کسانی است که می‌خواهند با تفسیر استنباطی و استنتاجی به الگوهای قرآنی عینیت بدون داشتن متدولوژی برسند و از طرف دیگر نیز رد سخن کسانی است که منکر بهره‌مندی از قرآن برای ارایه الگو در مسایل عینی هستند.

سبحانی‌نیا تاکید کرد: البته تا انقلاب معرفتی را انجام ندهیم همه پیکره‌های جزیی متناسب با نیازهای ما تغییر نخواهد کرد زیرا دانش متفاوت از حوزه معارف است به عنوان مثال ما یک معارف فقهی و یک فقه داریم که فقه، استنباط عالمان از مجموعه معارف است لذا نیازمند جنبش نخبگانی برای انقلاب معرفتی هستیم.

نشست تخصصی «تفسیر تحول تمدنی» با حضور دکتر احمد مبلغی

نشست تخصصی «تفسیر تحول تمدنی» از منظومه تخصصی نظریه های تفسیری با حضور دکتر احمد مبلغی استاد حوزه و عضو مجلس خبرگان رهبری در تاریخ 9 اسفند و در محل مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) برگزار شد. در این نشست این استاد حوزه گفت: گاهی مشاهده می‌کنیم که برای واژه تفسیر، وصف‌هایی مانند لغوی، تاریخی و ... ذکر می‌شود که سخن در این است که آیا این گونه‌های تفسیری رقیب هم هستند و هر کدام در قبال دیگری و یا  نفی دیگری معنا می‌یابد یا اینکه این‌ها هر کدام به یک حوزه‌هایی نظر دارند و می‌توانند در یک جمع هم‌افزا قرار بگیرند و عناصر یک روش کلان تفسیری را ایجاد کنند.

مبلغی بیان کرد: بسیاری از این گونه‌ها نقش دوم را دارند و می‌توان میان این گونه‌ها تجمیع کرد که البته در برخی موارد رقیب هم هستند؛ مثلا تفسیر متمرکز بر قرآن به قرآن یا تفسیر روایی به معنای خاص خود که تفسیر قرآن به قرآن را در وضع حداقلی قرار دهد رقیب یکدیگر هستند.

رئیس مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی بیان کرد: برخی از این گونه‌ها نقش مادر را نسبت به گونه‌های دیگر دارند و نباید همه را در یک باب دانست البته ما به علت نداشتن علم فلسفه تفسیر به این مسائل نپرداخته‌ایم و در حوزه مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است.

مبلغی با اشاره به بحث تفسیر تاریخی عنوان کرد: تفسیر تاریخی در یک تقسیم اولیه به دو دسته تقسیم می‌شود؛ نخست تفسیر تاریخی قطع نظر ار ترتیب زمانی نزول و دیگری تفسیر تاریخی براساس ترتیب نزول است.

وی با اشاره به تفسیر تاریخی نوع اول اظهار کرد: این مدل تفسیری به چهار قسم قابل تقسیم است؛ اول تفسیر فراتاریخی قدسی که پیشتر این واژه به کار نرفته است که ممکن است این واژه قابل تغییر باشد و یا پذیرفته نشود؛ دوم تفسیر فراتاریخی تکاملی، سوم، تفسیر فراتاریخی رویدادی تجریدی و چهارم تفسیر تاریخی است.

مبلغی با اشاره به تفسیر فراتاریخی قدسی با بیان اینکه این مدل تفسیری با چند ویژگی قابل تشریح است، گفت: اولین مسئله لحاظ جایگاه فرازمانی خداوند است با توضیح اینکه خداوند فرازمانی است و هیچ‌کس غیر خدا و حتی پیامبر(ص) نیز فرازمانی نیست و خداوند چون فراتاریخی است می‌توانیم بگوییم تاریخ در محضر خداوند است و هر کدام از ما و دیگران در تاریخ هستیم ولی در نسبت با خدا، تاریخ اعم از آینده، اکنون و گذشته وضع یکسانی دارد.

وی با اشاره به دومین مؤلفه در تفسیر فراتاریخی قدسی عنوان کرد: ردیابی نشانه‌های نسبت پیش‌گفته در قرآن و رصد آن؛ فرد متکلمی که در موضع مشرف قرار دارد سخن او رنگ و بوی خاصی می‌دهد که از این جایگاه بر می‌خیزد تا کسی که در درون این رویداد قرار دارد؛ به عنوان مثال انسان یکبار درون یک اتومبیل در یک خیابان است و اگر بخواهد توصیفی داشته باشد با توجه به محل استقرارش می‌تواند توصیفی داشته باشد ولی اگر از یک ساختمان چندین طبقه این توصیف را داشته باشد این توصیف رنگ و بوی فراخ‌تری دارد و نگاه کلان‌تری وجود دارد؛ لذا هر چه اشراف بیشتر است توصیف انسان دامنه بیشتری پیدا خواهد کرد و خداوندی که فراتاریخ است توصیف او رنگ و بوی فرازمانی دارد مگر به دلیل خاصی.

مبلغی عنوان کرد: سومین مؤلفه کوشش برای شناخت و ادراک مصادیق واجد این نشانه‌ها در قرآن کریم است؛ مرحله بعد نیز استفاده روشی و اندیشه‌ساز از آیات دسته‌بندی شده براساس نشانه‌های تعریف شده در فضای زندگی و استفاده از این آیات که فرصت حاوی طعم خاص بودن و واجدبودن برای نشانه‌های فرازمانی بودن خداوند و ارایه کلام‌هایی از سنخ خاص با رنگ و طعم و بوی خاصی است.

استاد حوزه علمیه ادامه داد: دسته‌ای از مصادیق واجد نشانه‌های بر فراتاریخی بودن کلام خدا، جعل‌های الهی است؛ می‌توان این آیات متضمن جعل را در زمره آیات برخوردار از وضع فراتاریخی قدسی قرار داد مانند: «وَ جَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ»(۱۳ حجرات) که هیچ فرد محکوم زمان و مکان آن را به کار نمی‌بندد البته منافات ندارد که آیات مصدٌر جعل را در گونه‌های دیگری تفسیری به کار نبندیم.

وی افزود: دسته دیگر آیاتی است که سخن از افعال ویژه خدا که این افعال در زندگی تاریخی و اجتماعی انسان حضور دارد می کنند اگرچه نتوانیم به صورت ملموسی آن را بفهمیم مانند آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم»(۱۱ رعد)؛ صدور این آیه با این محتوا از موضع مشرف بر تاریخ شکل گرفته است و مصداق آن را در تمامی ازمنه تاریخ می‌توان دید یا آیه «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَ صَلَوَاتٌ و َمَسَاجِدُ(۴۰ حج)» که تعلقی به دین خاصی ندارد اگرچه ما قبول داریم خداوند حقانیت اسلام را بر ادیان دیگر تشریع کرده است.

عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار کرد: آیاتی که متضمن بیان نهان‌ها و ناپیداهاست که گاهی مربوط به آینده است که رخ نداده و خداوند از آن سخن گفته است مانند «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ»(۴۱ روم) که مربوط به آخرالزمان است و برخی نیز مربوط به گذشته مانند داستان موسی و یوسف است که اگر بخواهیم به دانش بشر تکیه کنیم به هیچ وجه در اختیار ما نیست.

وی با بیان اینکه قرآن ثروت عظیمی در اختیار بشر است که از آن بهره نبرده و آن را به  گزاره‌های علمی تبدیل نکرده‌ایم افزود: سؤال این است که آیا این آیات در مطالعه قرآن و اجتهادات دینی و فقه اسلامی و علوم اسلامی می‌توانند نقش داشته باشند؟ باید گفت این نوع آیات گاهی به صورت انحصاری و گاهی عمومی‌تر می‌تواند فواید و نتایجی داشته باشد که از جمله آن استخراج سنن الهی و ارزش‌های مشترک ادیان است؛ از این رو خداوند از ما خواسته  دائما قرآن بخوانیم تا با این مسایل که بخشی از آن در داستان انبیاء آمده آشنا شویم.

مبلغی با اشاره به اصول حاکم بر دین بماهو دین تصریح کرد: اصول حاکم بر ادیان که دین چارچوب خود را با آن پیدا می‌کند از دیگر فواید پرداختن به این آیات است از جمله در آیاتی آمده که خداوند شما را آفرید و به شما امر کرد تا عمران و آبادانی در زمین ایجاد کنید که این مسئله امری ماقبل دین و هنگامه خلقت و گویی بخشی از اهداف خلقت است؛ لذا پیشرفت در اینجا حایگاهی به مثابه اصل را پیدا می‌کند و از حیث روشی تفصیلات آن در ادیان دیده خواهد شد و یا «لِتَعَارَفُوا» مقوله قبل دینی و فرادینی است که در دین حلول یافته است.

رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: اگر بتوانیم اصول پایه فوق‌الادیانی را پیدا کنیم دین و روح ادیان و مشترکات ادیان را می‌توان با این مسئله معنا داد؛ از این رو دینی که مغایر با انسانیت و پیشرفت تعریف می‌شود با این نگاه می‌تواند نقد و رد شود.

وی با بیان اینکه ما از میراث قرآن بهره نبرده‌ایم ادامه داد: اکنون ارتباطات اجتماعی و پشت صحنه‌های اجتماعی و ماهیت‌شناسی پدیده‌های اجتماعی ما چقدر از قرآن بهره برده است؟ در حالی که مدل روابط اجتماعی را می‌توان از آیات فوق‌الادیانی و خدای فراتاریخی به دست آورد؛ جایی که قرآن با انسان و نه مؤمن و حقیقت ادیان سخن می‌گوید و روابط ادیان را در نظم خاصی برای ما بیان می‌کند.

مبلغی تاکید کرد: تنظیم و نظریه‌پردازی در روابط میان پیروان ادیان و مذاهب براساس آیات قرآن یکی از مهمترین کاربردهای تفسیر فراتاریخی است زیرا  همه ضربه‌هایی که الان می‌خوریم برای این است که این روابط را مبتنی بر قرآن تنظیم نکرده و مدل رفتاری از قرآن را در اختیار نداریم.

مبلغی با اشاره به تفسیر فراتاریخی تکاملی بیان کرد: مقصود بخشی از آیاتی است که موضوعش مستقیم و یا غیرمستقیم خود تاریخ است و این وجه مایز میان این مدل تفسیری با نوع اول است. یعنی در اینجا آیاتی مد نظر هستند که حامل نگاه به تاریخ هستند که سه دسته آیات را می‌توان در ذیل این بحث ارایه کرد؛ اول آیاتی که تحولات آتی غیبی را با نگاه تکاملی ارایه می‌دهد مانند «وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ(۳۹ انفال) «و بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ (۱۱ هود)» که حرکت تکاملی تاریخ بر این اساس تفسیر می شود.

وی با بیان اینکه در مدل اول آیات ناظر به مدل تکاملی تاریخی نیست ولی در این مدل بحث تکاملی وجود دارد تصریح کرد: قرآن به دو مقوله مشترک میان انبیاء و تفاوت میان آنان پرداخته است گرچه با لطافت خاصی از این تفاوت‌ها سخن رانده است که از تمرکز بر این آیات و تمدن حاصل از انبیاء بحثی چندنسلی و فرانسلی را پی گرفت و حرکت تاریخ را می‌توانیم از این مسیر رصد کنیم همچنین مواجهه خداوند با منکران توحید و عذاب‌هایی که به آنان رسیده است می‌تواند مبنا و دروازه‌ای برای رصد حرکت تاریخ قرار گیرد.

مبلغی با اشاره به تفسیر فراتاریخی  تجریدی عنوان کرد: در قرآن به آیاتی برخورد می‌کنیم که رویداد ظرف تاریخی دارد ولی تعلق به آن مقطع تاریخی صرف ندارد؛ از این جهت فراتاریخی است چون از مقطع زمانی تجرید شده و از این جهت رویدادی است چون رخ داده است؛ به عنوان مثال «اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ(۱۳۵ انعام)» که بر این موضوع تصریح جامعه‌شناسی تصریح دارد که کارکردها مبتنی بر منزلت هاست .

گفتگوی بیستم از سلسله پیش نشست های کنفرانس قرآن پژوهی پیشرفت با موضوع «گذار از مبانی پارادیمی تفسیر قرآن کریم به نظریه پیشرفت شناخت تفسیری» برگزار می شود

فتگوی بیستم از سلسله پیش نشست های کنفرانس قرآن پژوهی پیشرفت با موضوع «گذار از مبانی پارادیمی تفسیر قرآن کریم به نظریه پیشرفت شناخت تفسیری» به همت مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه، برگزار می شود.

این پیش نشست با حضور حجت الاسلام دکتر ابوالفضل ساجدی، عضو هیئت علمی موسسه آموزرشی پژوهشی امام خمینی(ره) و قطب علمی فلسفه دین و حجت الاسلام احمد آکوچکیان، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه و دبیر کمیته علمی دومین کنفرانس قرآن پژوهی پیشرفت برپا می شود.

گفتگوی بیستم از سلسله پیش نشست های کنفرانس قرآن پژوهی پیشرفت با موضوع «گذار از مبانی پارادیمی تفسیر قرآن کریم به نظریه پیشرفت شناخت تفسیری» سه شنبه ۱۴ آذرماه از ساعت ۱۸تا ۲۰ در محل قم، بلوار جمهوری، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، طبقه چهارم، سالن اندیشه برگزار می شود.

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) می باشد.