چکیدۀ درس دهم شناخت قدرت فرهنگی

 کارکردهای فرهنگی بسیج در عرصۀ فعال سازی قدرت نرم جهت مهندسی فرهنگی، تحلیل، نقد، راهبرد

استاد درس: احمد اکوچکیان

بسيج يك قدرت سيال تدبير فرهنگ

یکی دیگر از منابع قدرت فرهنگي، بسيج است و نكات زير مورد توجه است:

1ـ فرهنگي شدن محيط فعاليت بسيج را به عنوان يك شاخصه اصلي در وضعيت معاصر جامعه ايراني به وي‍ژه معادلات نوظهور نرم بين الملل اولويت بخشيده و بسيج لازم است با عنايت خاص به اين ويژگي در تعريف سازمان، كار ويژه و سياستهاي خود، تأملي دوباره نمايد:

            ـ بنياد نظري اين بحث و ابعاد و اصول و نتايج اين فرهنگي شدن تحليل شود.

            ـ در عرصه سياست­هاي خارجي نيز ايده ياد شده،‌ پرداخته شود.

 2ـ بدينگونه فضاي گفتمان مديريت معادلات تغيير در دو عرصه داخلي و خارجي به واسطه مؤلفه­هاي فرهنگي با يكديگر مربوط شده و تعاملي دوسويه­اي را نشان مي­دهند. و اين بدان معناست كه نهادهايي از قبيل بسيج كه بر بنياد يك «فرهنگ» و «تفكر» شكل يافته­اند، با مرجعيت بخشيدن به اين مؤلفه­ها قادر خواهند بود به بازيگران فعال در دو حوزه ياد شده تبديل شوند. در واقع توقع مشاركت در فرايند تدبير هندسه اقتدار ملي در راستاي تحقق الگوي اسلامي ـ‌ايراني پيشرفت از بسيج به واسطه اين تحول فرهنگي نيازمند يك دگرديسي بنيادين نگرش به بسيج رو به افزايش است.

3ـ‌ در درجه سوم تحليل كاركرد بسيج در تدبير قدرت فرهنگي، ‌با توجه به محوريت فرهنگ و تفكر بسيجي،‌ نقش­هاي مؤثر بسيج در توليد قدرت فرهنگي مورد توجه قرار مي­گيرد. و بايستي به آن دسته از منابعي كه به واسطه فرهنگ بسيجي قابل احياء و تقويت هستند،‌ سخن گفت. به عبارت ديگر قدرت­هاي برآمده از حاكميت فرهنگ بسيجي را مي­شناساند كه اصولاً جنس قدرت فرهنگي (قدرت نرم) هستند.

4ـ نقش بسيج در مديريت فرايند ملي تحول و پيشرفت با عنايت به نحوه مديريت منابع قدرت نرم دومين فراز تحليلي كاركرد فرهنگي بسيج است.

ـ قدرت فرهنگي در طح منطقه­اي و بين­الملل،‌كابرد دارد. بدينسان مي­توان از تحليل نقش­هاي فراملي بسيج در پيشرفت­آفريني و امنيت­سازي جهاني و اقتدار آفريني براي نظام جمهوري اسلامي سخن گفت. اين رويكرد با محوريت مطالعات منطقه­اي و بين­الملل مي­تواند مورد توجه باشد و دنبال شود.

ـ‌ در سطح داخلي از كاربردهاي قدرت فرهنگي بسيج در مديريت قدرت،‌ اقتدار و امنيت داخلي بحث مي­شود. با تحليل سيستمي محيط داخلي مي­توان از كاركردهاي گوناگون بسيج و اقتضاي فعال­سازي منابع تازه­اي پيش­روي اين نهاد قدرت آفرين فرهنگي چونان تجربه دفاع مقدس سخن گفت.

5ـ ابعاد دانشي قدرت فرهنگي و قدرت نرم با تأكيد بر نقش و جايگاه بسيج چهارمين منظر تحليل به كاركرد فرهنگي بسيج است. بنياد معرفي بسيج و اقتضاي آن بر آموزه­هاي اصيل اسلام،‌بنياد ساختاري ـ سازماني بسيج،‌كاركرد دانشي در توليد دانش و مديريت افكار عمومي (مانند رسانه) و نقش نهاد مزبور در فناوري و ژئوپولتيك اطلاعات و تكنولوژي،‌موضوعات محوري ان نظريه است.

6ـ‌و آخرين بخش تحليلي رهيافت عملي بنياد پيشرفت ملي بر پايه قدرت فرهنگي بسيج، به مثابه يك الگوي عملي براي مديريت پيشرفت ملي (در دو سطح داخلي و خارجي) اختصاص دارد و تصويري جامع از بسيج در فضاي جديد مديريت قدرت و پيشرفت ارائه مي­شود كه حكايت از توانمندي­هاي منحصر به فرد آن در توليد قدرت فرهنگي و در نتيجه نقش­آفريني مؤثر در تحليل قدرت فرهنگي دارد.

   بسيج به عنوان يك نهاد اجتماعي در جامعه ايران، داراي خصوصيات ويژه­ای است كه موجب مي­شود اين نهاد در ساختار قدرت نرم نظام جمهوري اسلامي مورد توجه قرار گيرد. نهاد بسيج اگرچه همزاد تاريخي انقلاب اسلامي و در اوج آن دفاع مقدس بوده است،‌ اما پيشينه آن نسبت به چيستي و ماهيت فرهنگ و جامعه اسلامي و به طور خاص نهاد ولايت علوي مي­برد. در ذهنيت عمومي جامعه نهاد بسيج بيش از آنكه با خصوصيات سازمان و امكانات سخت­افزاري آن شناخته شود،‌به عنوان يك نهاد فرهنگي با كاركرد سياسي مطرح است، اين نهاد به عنوان يك نهاد مولد قدرت فرهنگی خاص مطرح است و اين فرهنگ را مي­توان بازتوليد و برساخته­اي از فرهنگ و ادب زيست ديني جامعه مسلماني دانست كه نمونه­هاي اينگونه بازتوليدي را، در ادوار مختلف تاريخي خويش و به طور خاص تاريخ شيعه مي­توان رديابي نمود.