مطالب

بررسی نظریه بیژن عبدالکریمی با موضوع «پایان تئولوژی و اینک امکان امر دینی»

 نظریه پیشنهادی دکتر عبدالکریمی با موضوع «پایان تئولوژی و اینک امکان امر دینی» در مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه و با ارائه نظر از سوی دکتر احمد آکوچکیان بررسی شد.

ایدۀ پایان و مرگ تئولوژی و برآمدن انتولوژی پیشنهادی، پس از طی طریقی نظرگیر، اینک در افق دید جناب استاد عبدالکریمی، به ساحت و آستانۀ امکان امر دینی برآمده است و جامۀ ایدۀ پایان و مرگ امر دینی پوشیده است و امر فراتاریخی و قدسی در عروجی دیالک‌تیکی در نیت ایشان بر امر سکولار تاریخی برتری هستی‌شناخت گرفته و آن سودای خواهانی گشودگی هستی به روی خویش و گشودگی خود به روی هستی اینک در رفت و شدهای جستجوی نشانه‌های تفکر اصیل، نماد و نمود یافته است. هستها و بایستگی‌های نظریۀ امکان امر دینی و ناشدنیها و نبایستگی‌های این نظریه چیست و چرا این نظریه هنوز به متن فهم دین نرسیده در فرجام خویش به نظریۀ پایان امردینی می انجامد ؟ فصل برآمدن بینش بیرون دینی به امر فراتاریخی قدسی، بر ساحت تناسب معرفت‌شناخت و روش‌شناخت وحی انبیایی و عقل جامع (درون دینی) و برحذری از سکولاریسم تازه‌ای در پوشش اصالت انتولوژی رسیده است. وقت آن است که آن سالک شناختی عنایت داشته باشند که:
1ـ باری فصل گذار از تئولوژی تاریخی سده‌های بلند پیشین و استناد الگوی روی‌دادگی خویش به اصل انتولوژیک آن سر رسیده است. لیکن و اما آ ن فهم اگزیستانسیل راه از پارادایم تا واقعیت را در پیش روی دارد؛
2ـ و البته «دین»، الگوی نسبت وجودی و اگزیستانسیل میان امر متناهی بشری با امر نامتناهی غایی الهی است که به ناگزیر در سه ساحت حیات فردی، اجتماعی (و البته با عنایت به ساحت مدنیت جاری در مناسبات دولت ـ ملت) و تمدنی و در برآیند آن سبک زندگی، تا تجربۀ ناب باطنی عارفانه، ظهور عینی می‌یابد؛ پس نمی تواند صرفا یک امر ذهنی تلقی شود و بایستی خویش را در الگوی نظام‌اره و شبکه‌ای معینی مستند به یک منطق معین دلالت آشکار سازد و مستند عینیت زیستی آدمیان قرار گیرد. بدینسان تفکر دینی (در تصور فراگیر فقه الأکبری آن: تفقه در دین) و در مرز فارق با سنت اندیشه‌ای یونانی تا هایدگری و ...، به ناگزیر تفکری اگزیستانسیل و متافیزیکی تا استنباطی تا استنتاجی و تا استطباقی و علمی (تجربه پذیر) نیز، هست و باید باشد؛
3ـ اما از آنجا (عصر تئولوژی پیشین) راندگی و اینجا (بی‌جانی امردینی در جهان کنونی) ماندگی، نمی‌تواند به سوال از «امکان امر دینی» متوقف بیافتد و اینک پاسخ به چگونگی عینیت این امکان، در رفت و شد مستمر میان ذهن و عین، علم و عمل، پارادیم تا واقعیت، پاسخی درون دینی نیز، می‌طلبد که به نوبه خود با رویکرد آینده‌نگاری راهبردی ـ با خودآگاهی به تفکیک صورت عقلانیت تاریخی برآمده از وحی قرآنی و اوصیایی از عقلانیت یهودی و مسیحی و جغرافیایی (عبری ـ سامی و ...)ـ، در مثل مقتضیات پایدار جهان معاصر ایرانی، تبلور و تجلی می‌یابد؛
4ـ فصل ناگزیر ورود به تفکر تا مدیریت راهبردی در صف نخبگانی و دانش عامه در صف فرهنگ، برای تدبیر توسعه‌ای خلق، ظهور ناگزیر در امر عرفی وتاریخی است که نباید با سکولاریسم تئولوژیک و انتولوژیک، اینهمان تلقی شوند. سنت امامت انبیایی، قرآنی و اصیایی، الگوی نسبت عقل و وحی در برسازی خلاق تاریخی را پیشنهاد نموده‌اند که می‌توان تداوم حیات آن انتولوژی مطلوب را در این سنت پی‌گرفت و در اولین گام و نیز سطوح مستمر فرآوری این رویکرد انتولوژیک، نیایش‌های آل‌البیت را بازتنفس نمود؛
5ـ خواهانی امکان تفکر معنوی در جهانی که تحت سیطرۀ عقل مدرن است، خواهانی بایسته‌ای است اما مباد که ایدۀ گذر و گریز از تئولوژی تاریخی به انتولوژی، به تدریج در خم انتولوژیسم تازه‌ای، مستقر بر سلبیات آن گریز، متوقف افتد و به تدریج هیئتی تئولوژیک و سوبژکتیو ‌گیرد و از آبشخور هدایت قرآنی و اوصیایی محروم ماند!
هفت بخش هم‌اندیشی با جناب عبدالکریمی پیشنهاد می‌کنم:
1ـ بخش اول: ظهور خواهانی امر مطلق از خلال فروپاشی مرجعیت‌های دروغین، دامنۀ انتظارات، نیازها و مسائل
2ـ بخش دوم: دین و امکان امر دینی
3ـ بخش سوم: امکان و ناگزیری تفکر دینی، معرفت دینی
4ـ بخش چهارم: امکان فردیت رشد در متن تربیت انسانی
5ـ بخش پنجم: امکان و ناگزیری اقتدار توسعه‌ای دین، فکر دینی، علم دینی و حکمرانی دانش بنیان دینی
6ـ بخش ششم: امکان تمدن دانش بنیان دینی
7ـ بخش هفتم: سرجمع عهده‌داری جنبش اندیشۀ حِکمیِ پیش‌روی
کوتاه آنکه:
1. از هم‌اینک با فرض مقبولیت خواهانی گشودگی وجودی خویش پیش‌روی هستی نامتناهی، از آسمان تئولوژی، صف استعلاییان، سودای تنزیل در متن عینیت زمین و زمانه را دارند که ما را چاره‌ای از گذار رفت و برگشتی میان پارادایم تا واقعیت نیست. منظر برگزیده در بازخوان نظرۀامکان امر دینی اهتمام به پردازش نظریۀ استعلای تفسیر یا تفسیر رشدشناخت است.

2. 2.نفس ناگزیری تئولوژی برای جناب عبدالکریمی نیز در فحوای اصرار ایشان بر انتولوژی از جنس عبدالکریمی چه بسا مفروضی ناخودآگاه باشد. سودای ما، مذمت تئولوژی نیست؛ سودای ما رهسپاری روش‌مند از انتولوژی اصیل الهیاتی و در اولین گام انسان‌شناخت و پیشاوحیانی به تئولوژی برآیندی از مناسبات زنده و خلاق عقل و وحی در ساحت فقه‌الاکبری و رهسپاری به تفسیر تا تدبیر واقعیت عینی نوبه نوشوندۀ حیات انسانی با مفروض داشتن حیث تاریخی آن و در متن مقتضیات پایدار جهان معاصری است. پرسش ما از کدامینی تئولوژی است. چرا که می‌دانیم انتولوژیِ جامۀ تحلیل و تبیین‌پوشیده، اندیشمندی چونان جناب ایشان نیز نوعی از تئولوژی است که هنگامیکه بر سر آن نیز اصرار ورزیده شد و مبنای مرجع برای جهت‌دهی به رخ‌نمود انسانی در آن عینیت‌ها و مقتضیات یادشده باشد، خوشایندمان باشد یا نباشد همان ایدئولوژی است. امکان امر دینی در ماتریس پاردایم تا واقعیت و ساحات زیستی جریاندن شکل می گیرد.
2. کتاب «پرسش از امکان امر دینی در جهان معاصر» ظاهری اندک فربه دارد (341 صفحه) لیکن دست‌کم به دلیل انعکاس مجموعه مصاحبه‌هایی از جناب ایشان بدون ترکیب سازمان‌یافتۀ منطقی یک انسجام سازوکاری مناسب برای ایجاد یک جریان اندیشه‌ای گام به گام، از طرح روشن یک پرسش تا برآمدگی روشن یک پاسخ، پس چه باید کرد، متنی نظام‌واره در اختیار نیست و گویا یک حلقۀ بسته پیرامون مغز آدمی نشسته است و در معرض انواع بمباردمان‌های ذهنی و تکراری قرار می‌گیرد. درست همان چیزی که می‌تواند تصوری از انتولوژیزم و سوبژکتیویزم دنیای اندیشه‌ای جناب عبدالکریمی را نشان دهد. آن جان تشنه، در این حلقۀ بسته تنها درگیر با پرسش‌های تکراری است اما راه برون‌شو تنها در کلیاتی تکراری پیش‌روی آن است.
3. نظریۀ پایان تئولوژی اینک و در اثر جدید استاد عبدالکریمی به نظریۀ پایان امر دینی و مرگ حیات معنوی منجر شده است و همچنان این اثر نیز در حیث سلبی انتولوژیزم جناب ایشان محبوس است. تشنۀ الگوی زیست دین‌دارانۀ پیشنهادی ایشان هستیم. با روالی که جناب ایشان در دستور تحلیل دارند؛ اثر سوم پیشنهادی ایشان چه بسا نظریۀ پایان دین باشد.
شرط و ادب گفتگو با جناب استاد عبدالکریمی و هر اهل نظری، اعتنا در چند اصل مبنای گفتگویی است:
1. هم اندیشی از سر بگومگوی دانشی و چیزی را بر کرسی نشاندن با ایشان به گفتگو ننشینیم. پاسخ‌ها وجودی است و انتخاب نهایی با این قلم و آن استاد محترم و مخاطب بزرگوار است.
2. مفاهیم، سیاق‌مند هستند و به تنهایی و مستقل از متن و سیاقی که به کار برده می‌شوند، معنا ندارند. لحاظ این اصل هرمنوتیکی، اعتنا به خواهانی مشترک ما و ایشان به پرایش بایستۀ اصلی‌ترین پرسش‌ها و اهتمام هم‌دلانه به جستجوی پاسخ‌هاست.

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) می باشد.