مطالب

سلسله درس خارج و پژوهش کارگاهی «فلسفۀ اصول و روش‌شناسی فقه دین‌شناخت پیشرفت» نمونه دستاوردهای فلسفۀ اصولی شهید صدر

‌سلسله نشست‌های دی ماه درس خارج «فلسفۀ اصول و روش‌شناسی فقه دین‌شناخت پیشرفت»، با موضوع «بررسی حلقات اصول شهید صدر از وجه نظر فلسفۀ اصول»، در مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) برگزار شد.

کفایه الاصول مرحوم آخوند خراسانی در مقایسه با سنت پژوهش اصولی پیشینیان خود، گام بلند ساختاری است. ساختار مباحث در کفایه از ویرایش فقهی به ویرایش فلسفه اصولی میل می‌کند که این بازبینی در اصول فقه مظفر، سامانی فشرده‌تر و به روزتر یافته و به ضمیمۀ آن اثر مرجع، نشانگر آغاز رویکرد خودآگاه فلسفۀ اصولی به علم اصول در معرفی این دانش روشی است. حلقات اصول علامه شهید صدر، در گذار از چهار دورۀ فلسفۀ بالنسبه ناخودآگاه اصولی معالم، قوانین، رسائل و کفایه از آن چشم‌انداز فلسفۀ معرفتی و اندکی روش‌شناخت، به ساختاری فلسفۀ منطقی نزدیک می‌شود. از همین‌روی در این اثر تفکیک روشن‌تری میان روش و روش‌شناسی در ادبیات آموزشی، قابل ملاحظه است. البته این تفکیک، همچنان تفسیر روشمند پژوهشی ندارد.

مرسوم نوع کتب اصولی اهتمام به روش‌شناسی علم فقه است. علامه شهید صدر در انقلاب روش‌شناختی خویش سه اهتمام نوپدید پیشاهنگ دارد:

1. علم اصول را به مثابه روش‌شناسی تفسیر دین در نمونه کاربردی فقه احکام معرفی می‌کند و نوع ساختاری که در سازمان‌دهی مباحث اصولی خویش اعمال می‌کند، ساختاری فرافقهی است؛

2. مبانی منطقی پیشادین‌شناخت پیشنهادی ایشان، تصویری فلسفه اصولی و زمینه‌ساز شکل‌گیری منطق پژوهش استقرائی می‌شود. این مبانی منطقی، امکان پردازش بافت یک نظریۀ درون‌دینی را به معرض تحقیق می‌گذارد.

3. و ساحت مرجع در کارکرد آن روش‌شناسی را در عرصۀ تفسیر پیش روی گذاشته است و با لحاظ برهۀ چالش جهان معاصر اسلامی با مسألۀ جامع تحول، از چشم‌انداز تحول تاریخ، «سنت تاریخی تحول» در قرآن کریم، را هدف کارکردی روش‌شناسی خود پیشنهاد می‌کند.

علامه شهید صدر، روشن‌بین ظهور مسألۀ تحول در جهان جدید است و تا گام روش‌شناسی استنباط الگوی تحول تاریخ، طی طریق می‌کند و اینک در گذار از آن برهۀ مجادلات با تفکر مارکسیستی، به ما روش‌شناسی نظریۀ مکتب تفسیری پیشرفت‌شناخت را معرفی می‌کند.

تحول اجتهاد با اندیشه‌پردازی علامه شهید صدر از عرصه فقه احکام فردی (از چشم‌انداز تطبیق فردی و منطبق‌کردن زندگی فرد با نظریه اسلام)،به صحنۀ تطبیق اجتماع وارد می‌شود و آغازگر انقلاب بزرگی در حرکت اجتهاد برای وسعت‌بخشیدن به هدف خود و تعمیق رسالتش روی آوردن به همۀ جنونگاه‌های زندگی مسلمانان و آرزوها و دردهای ایشان است. درک دقیق از این آغازگری در نقطه نظرهای آیندۀ حرکت اجتهاد بر بنیان تحول در طبیعت هدف (از فقه فردی به فقه اجتماعی)، از ساحت فعل احکامی به ساحت جامع تفسیر و تدبیر جهان روی کرده و به مطالعات برآیندی نظام‌پژوهی تحول رو می‌کند و تصویر مرجعی از روش‌شناسی تفسیری فقهی تحول به دست می‌دهد. در نمونه پژوهش سنت‌های تاریخی در قرآن کریم زمینه‌ساز گذار به معرفت‌شناسی فقه جامع (فقه الگوی آرمانی انسان)، ساحت فکر اجتهادی را در عرصۀ تفسیر قرآن کریم می‌گذارد و در این نمونه تفسیر موضوعی روش‌شناسی کاربردی پیشرفت‌شناخت پیشنهادی خود را به معرض نظر می‌گذارد. می‌توان با درک درست از این نقطه‌های نهایی شده، ادامۀ این بازخوانی را تأمین نمود و جنبش نوصدری یا پساصدری خویش را سیاقی روشمند بخشید:

1. ویرایش نهایی جناب صدر از سامان معرفت‌شناخت و نظام اندیشه‌ای تصویری ایشان، با لحاظ محوریت فرااندیشۀ مرجع در پاردایم فلسفۀ دینی برگزیده شده است. شهید صدر در کانون مطالعات خویش، عرصۀ فقه‌پژوهی را دارد، عرصۀ ادراکات حقیقی و فلسفی را توسعه می‌بخشد و در فرازهای پایانی عمر با برکت خویش، مساحت اصلی دین‌پژوهی را بر اجتهاد تفسیری می‌گذارد؛

2. فرآیند فکر اجتهادی با آثار و تکاپوهای شهید صدر از حوزۀ پارادایم تا نظریه و تا مدل مفهومی به صورت کم یا بیش قابل استحصال است؛ اگرچه جناب ایشان ترسیمی سازوکاری در آثار خویش از فرآیند نمی‌دهند. آن بزرگ در متن زندگی خویش نیز وفادار بر این خط اجتهادی پیشتاز بود و جان بر آن گذاشت. این فرآیند، یک الگوی پیشاهنگ است. خط فکر اجتهادی این الگو، قابل بسط و تفصیل روش‌شناخت است؛

3. روش‌شناسی دریافتی علامه شهید صدر از ساحت حلقات اصول آن بزرگ بسیار فراتر است، اگرچه او مجالی برای بسط این روش‌شناسی نیافت:

3. 1. درک روشن از جایگاه روش‌شناسی در نظام‌بخشی فکر اجتهادی؛

3. 2. تصویر روشنی از بافت نظریه تحول با نمونه‌های ارائه شدۀ نقطه‌ای از این بافت؛

3. 3. تصویر اصولی از منظومه منطق‌های پیشادین‌شناخت؛

3. 4. تصویر منطقی از سامانه اصول و فرآوری خودآگاه فلسفۀ اصول جامع اجتهاد؛

3. 5. هدف‌گذاری کارکرد روش‌شناسی فکر اجتهادی در موضوع تحول در رویکرد به نظریه سنت‌های تاریخی؛

3. 6. ورود به نمونۀ کاربردی تفسیر موضوعی در گام استنباطی با مثل کتاب المدرسه القرآنیه؛

3. 7. رهسپاری به نمونه کاربردی تفسیر موضوعی در گام استنتاجی با مثل کتاب اقتصادنا؛

3. 8. رهسپاری در نمونه کاربردی بیانیه الگوی دین‌شناخت تحول.

حلقۀ دوم و سوم اصول آن بزرگوار، بسط دو مرحله‌ای فصل مباحث فلسفۀ اصولی حلقۀ اول است و جزئیات افزون‌تری را در دستور تحلیل آورده‌اند.

اینک و به تبع مختصات جهان جدید و در نقطه شروع فقه احکام و اصول فقه احکام موجود، رخدادهای تازه‌ای، فراخوان‌های تازه‌ای به بنیان افکنی فلسفۀ اصول جدیدی دادند که تنها به گسترش دامنۀ موضوعات فقهی بسندگی ندارد:

1. دامنۀ مسائل در اولویت راهبردی جهان هدف در دورۀ معاصری پیش روی فکر دینی از عرصۀ مسائل فقه احکامی فراتر رفته‌اند و در مثل حوزۀ فلسفۀ دین، حجم عظیمی از پرسش‌های بیرون فقه احکامی و درون فکر دینی، حی و حاضر شدند که پاسخ دین‌شناخت به آن‌ها، فراخوان به بازخوانی روش‌شناسی مرجع دین‌پژوهی است. در این راستا، پرسش از روش شناخت فقه در احکام به روش شناخت فقه در همۀ ساحات دین و ناظر به همه مسائل نیازمند مضرب دین‌شناخت و دین‌دارانه فرآوری شده است. یک نمونۀ آن ظهور فهم مسالۀ هرمنوتیکی در فلسفۀ دین است که در ساحت علم اصول، اقتضای روش‌شناختی خودویژه‌ای دارد؛

2. رهسپاری شناخت دین به حوزۀ کاربرد و ظهور کم‌تر تحلیل تخصصی شدۀ مباحثی چونان احکام ثانویه، اینک از ساحت موضوعات جزئی کاربردی به حوزۀ مدیریت استراتژیک در چارچوبۀ یک نظام حاکمیتی، فراخوان ناگزیری فرآوری روش‌شناسی استنباط و استنتاج به روش‌شناسی کاربست یا استطباق است که چگونه سامانۀ احکامی استنباطی، مدخلی برای ورود به استنتاج قوانین تنظیم امور باشند که به ناگزیر روش‌شناسی خودویژه‌ای را به میان می‌آورد و بایستی با روش‌شناسی استنباط حکم و نیز استنتاج نظام احکام پیوند داشته باشد.؛

3. جنبش فلسفۀ منطق از مجرای اندیشمندانی چونان علامه شهید صدر، راه به سوی فلسفۀ اصول باز کرده است. داعیه داران فقه نظام احکام در فصل فلسفۀ منطق، روشن‌بین کاربرد منطق و رویکرد و بینش  سیستم‌ها شده‌اند و از منطقی بهره می‌گیرند که در فلسفۀ اصول موجود، جایگاهی نداشته است. فهم هرمنوتیک در جای خود، پیش از آنکه یک فلسفه باشد، یک منطق است تا مددرسان فهم دلیلی متن برای ترجمان در الگوی زیست برگزیدۀ مخاطب متن باشد.

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) می باشد.