مطالب

تعریف اجتهاد پارادایمی و تاثیر نگاه پارادایمیک به فلسفۀ فقه

سلسله نشست‌های انجمن فلسفۀ فقه با موضوع «روش‌شناسی اجتهادی فقه قرآنی» با حضور اساتید صاحب‌نظر چون جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمد ساجدی، جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید علیرضا فاخری و جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر احمد آکوچکیان در دی ماه برگزار شد.

احمد آکوچکیان بیان کرد:  قرآن کریم کتاب مرجع اجتهاد تفسیری پیشرفت‌شناخت است و در ساختار آموزگاری خود، روش‌شناسی خودویژه‌ای را در فلسفۀ فقه یا فلسفۀ هر عرصه‌ای ناظر به دو قلمرو حقیقت دینی و تحقق دین پیشنهاد می‌کند. می‌توان با تتبع در روش‌شناسی درون‌متنی مانند مروری بر سورۀ بقره پی‌جوی این روش‌شناسی بود. در سراسر این سوره و سوره‌های دیگر احکامی، می‌توان یک بنیان روش‌شناختی خودویژه دید.

آموزه‌های احکامی سوره در ساحتی میان‌رشته‌ای، میان‌دانشی و نظام‌واره با عرصه‌های پیشافقهی و پسافقهی، در اختیار مخاطب است؛ گرچه کاستی بزرگ علم فقه، از میانۀ قرن پنجم تا دوره معاصری، تبدیل غیرواقعی این آموزه‌ها به آموزه‌های خشک جزئی‌نگر رساله‌ای شده است.

این خاصیت نظام‌واره، نه فقط در تصویر فلسفه احکامی یا فلسفه فقهی و اجرای استراتژیک و در سرجمع همۀ آن‌ها در خاستگاه زیستمانی و زیستمندی احکام و فقه احکام، بلکه حتی در شیوۀ آموزش و فرآوری نگاشت مسیر آموزش و پژوهش احکام و فقه احکامی است. این همه، در ظرفیت حجمی سوره، پیش روست. به مدد سوره و در این گفتار و در بضاعت این قلم، این ارکان معرفی می‌شود. آموزه عظیم‌تر سوره، هنگامی است که دریابیم این آموزگاری احکامی و فقه احکامی در ضمن نظریۀ جامع قرآنی رشد و الگوی تحول تمدنی جای‌گیر است.

این آموزگاری‌ها، آموزگاری روش است. روشی که ظرفیت بخش جامعه در طرح مسأله، شکل‌گیری معرفت، ظرفیت‌یابی پذیرش حکم و کاربست‌های حکم را در متن مدیریت اقدام مدنظر دارد و آموزگار حاکمان و حکیمان و حکم‌گزاران است. همراه با ظهور تدریجی مفهوم «نظام‌شناسی و نظام‌سازی» در مطالعات دین‌شناسی و بلوغ ادبيات برنامه‌های راهبردی علمی و فرهنگی و وجه خاصی از توليد علوم انسانی که در آن، علوم انسانی به صورت يک مجموعۀ هماهنگ و نظام‌يافته بر داده‌های دين و به طور خاص قرآن کريم استوار می‌شود. در این راستا مفهوم نظريه‌پردازی به مثابۀ يک ضرورت برای دستيابی به نظام‌ها در سطوحی از جامعۀ علمی رخ نمود. در اين تطور، به تدريج مفاهيم انتزاعی‌تر جای خود را به مفاهيمی با سطح انتزاعی کمتر داده تا به مفهوم «نظريه‌پردازی» رسيده است.

نظريه‌پردازی، نسبت به مفاهيم پيشين دارای پايين‌ترين سطح انتزاع است. عمليات پژوهشی از سطح انتزاعی پايين آغاز و به سطوح انتزاعی بالاتر صعود می‌کند. يعنی از نظريه‌پردازی آغاز و با کشف نظام‌ها به علوم انسانی يا هر علم ديگری می‌رسد؛ زيرا دسترسی به هر پله از مفهوم انتزاعی بالاتر نيازمند دسترسی به مفهوم انتزاعی سطح پايين‌تر است. به بيانی ديگر، اگر نظريه‌های علوم انسانی قرآن‌بنيان صورت‌بندی شدند، آنگاه می‌توان به کشف نظام‌ها و سپس به وجودآمدن علوم انسانی قرآن‌بنيان اميد بست؛ زيرا کشف نظام بدون دستيابی به نظريه‌هايی که گسترۀ وسيعی از گزاره‌های علمی را دربرمی‌گيرند، ناممکن است. در حقيقت با نظريه‌پردازی علم آغاز و با کشف نظام علم شکل می‌گيرد. پس از دستيابی به نظريه و نظام نوبت به طراحی الگوی عملياتی و اجرای آن می‌رسد. با اندکی درنگ در تطور مفهومی يادشده و روند کند و نه چندان کارآمد توليد علم در اين زمينه، می‌توان دريافت که حلقۀ گم‌شده‌ای در فرآيند توليد علم انسانی دين‌بنيان يا قرآن‌بنيان وجود دارد.

بازخوانی روش‌های استنباط از قرآن کريم با رویکرد کشف نظام‌‌ها و نظريه‌‌های اساسی قرآن و دين، از جمله راهبر به ميراث علمی شهيد سيدمحمدباقر صدر درباره نظريه‌پردازی و کشف نظام‌های قرآن‌بنيان و به طور خاص نظام‌سازی  نظری‌پردازی فقه پیشرفت در سه گام برجستۀ فلسفتنا، اقتصادنا، رسالتنا، با تأکید بر کاربرد روش‌شناسی تفسير موضوعی است به گونه‌ای که ماهیت ولایت‌مندی قرآن‌بنیان فقه پیشرفت را در نمونۀ اقتصادنا به معرض نظر آورد. شهيد صدر هدف اصلی تفسير به روش موضوعی را استخراج نظريه‌های مورد نياز بشر دانست و بر حل مسايل جامعۀ معاصر تأکيد کرد. او در واپسين زمان عمر خود، کوشش علمی خود را به بيان روايتی منحصر به فرد از روش تفسير موضوعی اختصاص داد؛ روشی که تنها هدف آن انتاج نظريه است.آن استاد پیشاهنگ بر استخراج نظريه‌های فراگير از قرآن کريم، سپس کشف نظام‌ها، تأکيد می‌کند. رویکرد نظام ـ نظریه‌شناخت به آموزگاری قرآن کریم، فصل برجستۀ روش‌شناسی قرآنی در اجتهاد فقهی است.

پژوهش در این گام از تحقیق، در ذیل آیات ادامه می‌یابد و اقلام نظریۀ فقه مقاصدی برای بخش جداگانه‌ای شامل سه فصل فلسفۀ فقه احکام، نظام احکام و حاکمیت فقه احکامی، مهیا می‌شود. این روال در تمامی سوره‌های برجستۀ فقه احکامی، پی گرفته می‌شود.

در مثل سورۀ بقره با آیات 1 تا 39، نظریه مرجع رشد پیشنهاد گردید و با آیات 40 تا 123، نظریه رشد در بوته آزمون یک تحلیل مقایسه تمدنی قرار گرفت و سامان نظریه تمدنی به خود گرفت. با آیات 124 تا 157، در ذیل نظریه امامت، ویرایش تازه‌ای بر آن نظریه مرجع رشد از یک سو و بر نظریه تمدنی در ضمن نظریه دولت ـ ملت از سویی دیگر افزوده شد. با آیات 158 تا 252، تمام سه سطح تحلیلی پیشین، ساحتی برای ظهور کارکردداری الگوی سبک زندگی با محوریت اخلاق و فقه هستند.

کلیه حقوق مادی و معنوی سایت متعلق به مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) می باشد.