نشست تخصصی «تجربۀ معنا و الهۀ معیار زندگی در دعای سحر» با راهبری حجتالاسلاموالمسلمین احمد آکوچکیان و حضور اعضای گروههای پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک توسعه (رشد) برگزار شد.
در این جلسه، آغاز دعای سحر با فراز «اللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُک مِنْ بَهائِک بَاَبْهاهُ …» بهعنوان یکی از ژرفترین بیانات فلسفۀ دینیِ تجربۀ معنا موردتحلیل قرار گرفت. براساس مباحث ارائهشده، این فراز نه صرفاً یک نیایش لفظی، بلکه بیانی فشرده از نسبت «انسانِ خواهنده» با «معبود معیار» در منظومۀ هستیشناختی دین است، نسبتی که در آن انسان، عالیترین مرتبۀ نورانیت و کمال را طلب میکند و تمامی سطوح معنا را در افق وحدتبخش الهی میبیند.
استاد راهبر نشست تأکید کرد که در این دستگاه معرفتیْ «الهۀ زندگی» در خاستگاه منظومۀ خواهانیهای انسانی قرار دارد و تجربۀ ژرف معنا تنها در پرتوی روشنایی او ممکن میشود. در این چارچوب، نورانیت بهمثابۀ اصل سامانبخش زیست انسانی معرفی شد، اصلی که میتواند زیباترین نظام تدبیر زندگی را در ساحت فردی و اجتماعی رقم بزند.
در ادامه، با اشاره به تنوع تفاسیر ادیان درطول تاریخ بشر از مفهوم معبودْ این پرسش بنیادین طرح شد که کدام ترسیم از الهۀ معیار میتواند عمیقترین سطح عبودیت، زیست انسانی و رویش وجودی را در میدان تجربه پیشروی انتخاب انسان بگذارد. در این تحلیل، دعای سحر و مضامین بلند آن بهعنوان یکی از عالیترین صورتبندیهای این نسبت معرفی شد.
همچنین در این نشست به جایگاه دیگر متون نیایشی ازجمله دعای جوشن کبیر اشاره شد و پیوند آن با منظومۀ معنایی دعای سحر تبیین گردید. براساس این دیدگاه، دین اوصیایی افقی را فراهم میآورد که در آن زیست فیلسوفانه، زیست راهبردی و زیست تدبیری در نسبت با معبود معیار به یکدیگر گره میخورند.
در جمعبندی این نشست تأکید شد که گام نخست در این مسیر، «خواهانی لحظههای معیار» برای زندگی است، لحظاتی که در آن انسان با تعمیق فهم و پالایش طلب خویش، به سطحی از شعور میرسد که ظرافت، لطافت و زیبایی در زیست او متجلی میشود. این جلسه در چارچوب سلسلهنشستهای تحلیلی ماه مبارک رمضان برگزار شد.